جوانی می خواست زن بگیرد به پیرزنی سفارش کرد تا برای او دختری پیدا کند. پیرزن به جستجو پرداخت، دختری را پیدا کرد و به جوان معرفی کرد وگفت این دختر از هر جهت سعادت شما را در زندگی فراهم خواهد کرد.
جوان گفت :شنیده ام قد او کوتاه است.
پیرزن گفت :اتفاقا این صفت بسیار خوبی است، زیرا لباس های خانم ارزان تر تمام می شود
جوان گفت :شنیده ام زبانش هم لکنت دارد
پیرزن گفت :این هم دیگر نعمتی است زیرا می دانید که عیب بزرگ زن ها پر حرفی است اما این دختر چون لکنت زبان دارد پر حرفی نمی کند و سرت را به درد نمی آورد
جوان گفت :خانم همسایه گفته است که چشمش هم معیوب است
پیرزن گفت :درست است ، این هم یکی از خوشبختی هاست که کسی مزاحم آسایش شما نمی شود و به او طمع نمی برد.
جوان گفت :شنیده ام پایش هم می لنگد و این عیب بزرگی است پیرزن گفت :شما تجربه ندارید، نمی دانید که این صفت ، باعث می شود که خانمتان کمتر از خانه بیرون برود و علاوه بر سالم ماندن، هر روز هم از خیابان گردی ، خرج برایت نمی تراشد
جوان گفت :این همه به کنار، ولی شنیده ام که عقل درستی هم ندارد
پیرزن گفت :ای وای، شما مرد ها چقدر بهانه گیر هستید، پس یعنی می خواستی عروس به این نازنینی، این یک عیب کوچک را هم نداشته باش
:: بازدید از این مطلب : 1389
|
امتیاز مطلب : 289
|
تعداد امتیازدهندگان : 90
|
مجموع امتیاز : 90